X
تبلیغات
پیکوفایل
سه‌شنبه 16 مهر‌ماه سال 1387 ساعت 03:38 ب.ظ

انتشار خبرعضویت دختر شیرین عبادی در فرقه ضاله بهائیت که برپایه اسناد غیرقابل انکار به اطلاع مردم ایران رسید،هواداران تز"دانستن حق مردم است"را به تکاپو واداشت تا برای استتار پیوندهای دشمن با برخی مدعیان داخلی حقوق بشر،مانند همیشه برستون غوغاسالاری تکیه زنند. به گزارش شیعه آنلاین، نکته جالب آنکه این خبر مطابق مشی رایج بهائیان، توسط خانم نرگس توسلیان دختر خانم شیرین عبادی که درکانادا اقامت داشته و اتفاقا خبر هم به وی مرتبط بود تکذیب نشد، بلکه خانم عبادی ، مادر محترم ایشان، با ذکرعباراتی مجمل و کلی اعضاء خانواده خود را بی ارتباط با بهائیت معرفی نمودند! واقعیت آن است که سقوط هر انسان در چال هرز و تاریک "بهائیت" امری تاسف بار و دردآور بوده و شاید برجسته سازی آن نیز در فضای رسانه ها به مصلحت نباشد. اما اقدامات مدعیان داخلی حقوق بشر که از یک سو با له شدن تمامیت بشریت در لابلای چرخ دنده های نظام ظالم استکبار از فلسطین تا عراق و افغانستان و گوانتانامو و... مشکلی ندارند و از سوی دیگر همچون ملی گرایان مرتد سالهای آغازین انقلاب فقط بر اجرای قوانین اسلامی می تازند پشت صحنه ای دارد که روایت آن می تواند از بروز آسیب های آتی ممانعت به عمل آورد: ۱- آنچه امروزه در سیاست جهانی، باعنوان «حقوق بشر» و اعلامیه جهانی آن مطرح می باشد، مصداق بارز یک "گفتمان" است. این "گفتمان"، مجموعه ای است از باورها، احکام و بخصوص پیش فرضها و اصول موضوعه؛ و بیش از آنکه مدعی کشف حقیقت باشد و سودای اثبات آنرا داشته باشد، در کار تصرف در جهان خارج، تغییرعالم و نفوذ و اقناع مخاطبین است. این "گفتمان" بیش از نیروی دلیل، به "زور رسانه های ارتباط جمعی" و دستگاه های شکل دهی به افکار عمومی متکی است و از صنعت "طرد سازی"، "قطبی سازی نیروهای اجتماعی"، "محدود سازی امکانات معنایی یک مفهوم"، (مثل حقوق بشر) به یک معنای خاص تغذیه می کند. البته این "گفتمان" نیز همچون هر "گفتمان" دیگری تنها از کلمات و مفاهیم تشکیل نمی شود، بلکه نمادهای غیر کلامی، رموز و کنایه ها را هم در بر می گیرد. به تعبیر میشل فوکو: «گفتمانها تشکیل شده از علامات است اما کارکردشان از کاربرد این علامات برای نشان دادن و برگزیدن اشیاء بیشتر است. همین ویژگی است که آنها را غیرقابل تقلیل به زبان، سخن و گفتار می کند.» "کمپانیهای تولید گفتمان" یعنی همانها که از آن سوی میهن ما، بی عنایت به مسائل و بنیادهای فکری خاص ما، برایمان نسخه "چگونه اندیشیدن" و "چگونه رفتار کردن"می پیچند، تنها مسئله ما را از منظر خود مورد توجه قرار نمی دهند، بلکه برای ما "مسئله" و "موضوع چالش" نیزمی آفرینند. همانها نمادهای کلامی و غیر کلامی ای در زندگی ما پدید می آورند که هیچ ضرورتی از برای حضور آنها نیست، الاّ اینکه از حضور آن مهمان تازه وارد، یعنی "گفتمان صادراتی اغیار" حکایت می کند. ماجرای اعطای جایزه صلح نوبل به شیرین عبادی (در مهر 82) نمونه گویایی از حضور نوپیدای این گفتمان، یعنی گفتمان حقوق بشر در زندگی سیاسی ما بود. البته ما را با اعطاء جایزه صلح نوبل به شیرین عبادی، صرفنظر از دیدگاه و مسلک او مشکلی نیست. گمان هم نمی کنیم که اینگونه تشریفات اعتراض و چالش فردی از سلک آگاهان را برانگیزد که چرا این جایزه به "فلان" تعلق گرفت و به دیگری تعلق نگرفت؟ چراکه اساساً آن را چندان مهم نمی انگاریم. تصور هم نمی کنیم که جایزه صلح نوبل یعنی همان جایزه ای که امثال کیسینجر (مشهور به قصّاب ویتنام) و انور سادات(پیشتاز سازش با صهیونیسم) نیز از دیگر برندگان آن بوده اند آنچنان فخرآفرین باشد که قلم خود را در تقبیح و تحسین برنده آن فرسوده کنیم. شاید اگر موج آفرینی یک طیف سیاسی و رسانه های آن در داخل و خارج کشور نبود، از کنار اعطاء جایزه نوبل به عبادی می شد به آرامی، همچون بسیاری از دیگر اخبار متعارف روز، گذشت. از اظهارات مقامات غربی و مسئولین نهاد اعطا کننده این جایزه کاملا پیداست که این جایزه به شیرین عبادی به جهت تثبیت وی به عنوان نماد جریان دفاع از "حقوق بشر" -البته با تعریف غرب مدار- به طور عام و دفاع از عوامل غرب نظیر بهائیان به طور خاص به وی اعطاشده بود.کما اینکه در مراسم اعطای جایزه و اظهارات مقامات غربی و جریانات ضد انقلاب از رضا ربع پهلوی تا تروریستهای گروهک منافقین نیز دقیقاً به همین موارد اشاره شده بود. «اوله دانبولد میرس» رئیس کمیته پنج نفره نوبل در توضیح علت این انتخاب گفت: خانم شیرین عبادی برای دفاع از حقوق بشر و مردم سالاری در کشورش مبارزات گسترده ای داشته است. از سوی دیگر، در بیانیه کمیته صلح نوبل که به همین مناسبت صادر گردید، ابراز امیدواری شده است که «اعطای این جایزه به همه مبارزان حقوق بشر و مردم سالاری در ایران که نیاز به حمایت و الهام دارند، برای مبارزه در این راه انگیزه بدهد.»! در بخشی از این بیانیه- که معلوم نیست منابع رسمی خبری و سیاسی در کشورمان با چه انگیزه ای از ترجمه و اعلام آن برای افکار عمومی خودداری کردند- دفاع و حمایت شیرین عبادی از بهائیت مورد تقدیر قرار گرفته و تأکید شده است که: «شیرین عبادی تمایل و توانایی خود را برای همکاری با نمایندگان گروه های سکولار و همچنین مذهبی به اثبات رسانیده و علی رغم تهدیدهای فراوان علیه جان خود، همچنان به مبارزه ادامه داده است»! و...جرج بوش، رئیس جمهور آمریکا که نه فقط در جهان اسلام، بلکه در میان بسیاری از مردم آزاده اروپا و آمریکا به جلاد مردم مظلوم و بی گناه شهرت یافته و قتل عام و خونریزی او طی سالهای اخیر، نفرت عمومی جهانیان را در پی داشته است، با صدور بیانیه ای ضمن ابراز خوشحالی از اختصاص جایزه صلح نوبل به شیرین عبادی اعلام کرد؛ «من قاطعانه از خواست مردم ایران برای آزادی و دموکراسی حمایت می کنم و... آمریکا در انتظار روزی است که ایران آزاد به الگوی مداراگری در خاورمیانه و سراسر جهان تبدیل شود»! با در نظر گرفتن تأکید کمیته صلح نوبل بر حمایت و فعالیت شیرین عبادی به نفع بهائیت- که برخلاف تبلیغات مغرضانه و بعضاً ساده لوحانه انجمن حجتیه، نه فقط یک مذهب جدید نیست، بلکه یک حزب سیاسی وابسته به رژیم صهیونیستی است- به اولین مصاحبه اختصاصی خانم شیرین عبادی با روزنامه اسرائیلی «یدیعوت آهارنوت» توجه کنید: "خانم عبادی در این مصاحبه قول می دهد که در حد توان خود برای یافتن «رون آراد» خلبان اسرائیلی به این کشور کمک کند! و در پاسخ به سؤالی درباره یهودیان جاسوس و زندانی در شیراز می گوید «من به عنوان یک زن مسلمان ایرانی از این ماجرا شرمنده و متأثر شدم»!" و... شیرین عبادی با برداشتن روسری خود و سخنانی که پس از اعطاء جایزه اظهار داشت بر قوت و برد دلالتهای سیاسی اعطاء جایزه، افزود. شیرین عبادی دی ماه 86 در اظهاراتی که در اسپانیا ایراد شد از احکام فقهی اسلام درباره تفاوت میان دیه زن و مرد، لزوم اجازه شوهر به زن برای سفر، حجاب اجباری و اجرای حدود و قصاص در مقابل مجرمان انتقاد می کند و از اینکه حقوق بهاییان و همجنس گرایان در ایران نادیده گرفته شده اظهار تأسف می نماید! همسویی عملکرد شیرین عبادی با فرقه ضاله بهائیت آن چنان آشکار است که سران بهاییت در بیت العدل مستقر در اسرائیل با ارسال تقدیرنامه‌ای به کانون مدافعان حقوق بشر ایران، از "خدمات" شیرین عبادی و سایر اعضای این کانون را به فرقه بهاییت "صمیمانه" تقدیر کرد. در گزارش 32، مورخ 6 اکتبر 2007 که به بیت العدل بهائیان (مستقر در اسرائیل) ارسال شده، از شیرین عبادی و کانون مدافعان حقوق بشر به دلیل برگزاری یک کنفرانس مطبوعاتی با عنوان "حق‌ آموزش و پرورش" در 26 مهرماه 1386تشکر شده است. در این گزارش که از شیرین عبادی و اعضای کانون غیرقانونی مدافعان حقوق بشر در ایران با عنوان "احبای عزیز" تأکید شده است:« برگزاری این کنفرانس، نشانه‌ای از حسن نیت و صداقت مسئولین کانون و همچنین آمادگی جو ایران برای فعالیت‌هایی که احبای عزیز در عرض چند سال گذشته به آن مبادرت ورزیده‌اند، می‌باشد. بیت‌العدل توصیه می‌فرمایند که هیات یاران در نامه‌ای خطاب به کانون مدافعان حقوق بشر از حسن نیت، صداقت و شجاعت ایشان در دفاع از حقوق جامعه بهایی تشکر کنند». به دنبال این گزارش، بیت العدل بهائیان که در اسرائیل مستقر است با ارسال تقدیرنامه‌ای به کانون مدافعان حقوق بشر ایران، "خدمات" شیرین عبادی و سایر اعضای این کانون را به فرقه بهاییت صمیمانه مورد تقدیر قرار داد. بررسی تحولات5 سال گذشته ، از زمان معرفی شیرین عبادی به عنوان برنده جایزه صلح نوبل تا کنون حکایت از آن دارد که دشمن با برجسته سازی مهره ای معمولی و دست چندم نظیر شیرین عبادی و برکشیدن وی ، مدلی از توطئه "اسب تروا" را برای مقابله با نظام اسلامی طراحی نمود تا ذیل آن گفتمان های ساختار شکن را بر فضای عمومی جامعه ایران حاکم نماید."زیرسوال بردن قوانین اسلامی"، "آزادی عمل وابستگان فرقه ضاله بهائیت"،"به رسمیت شناخته شدن حقوق همجنس گرایان" و ... گزاره های جدیدی بود که ساختار گفتمان مطلوب و مورد نظر دشمن را شکل می داد و گفتمان جمهوری اسلامی را به چالش فرا می خواند هر چند که این توطئه بلافاصله از سوی ملت ایران رهگیری و شناسایی شد و برخی عوامل نفوذی آن در مجلس ششم و دولت هشتم نیز طی دو انتخابات مجلس هفتم(اسفند 82) و ریاست جمهوری نهم (تیر 84) از مردم رای عدم اعتماد دریافت نموده و از حاکمیت خارج شدند.* 2- در بند 1 به همسویی راهبردی و کلان شیرین عبادی با بهائیت و صهیونیسم پرداخته شد. اما ماجرای بهائی شدن دختر شیرین عبادی بر کدامین اسناد متکی است؟ 2-1- نگار و نرگس دو سرنوشت متفاوت: شیرین عبادی دو دختر دارد:نگار و نرگس توسلیان که هر دو متولد سال 1980 میلادی هستند.شیرین عبادی بلافاصله پس از دریافت جایزه نوبل هر دو فرزند خود را برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد روانه دانشگاه مک گیل کانادا نمود. دانشگاه مک گیل یکی از کانون های مهم بهائیت در منطقه امریکای شمالی است به طوریکه بزرگترین مرکز دانشگاهی مطالعات بهائیت Association for Bahai' Studies در این دانشگاه واقع است.شایان ذکر است مراکز مطالعات بهائیت از جمله مراکز وابسته به بیت االعدل اعظم بهائیان مستقر در اسرائیل است که در غالب دانشگاه های مهم غربی شعبه داشته و با هدف جذب نخبگان دانشگاهی به فرقه ضاله بهائیت فعالیت می نماید. از میان 2 فرزند شیرین عبادی ، "نگار" مباحث مهندسی برق را پی گرفت و خود را از فعالیت های سیاسی و همسویی با بهائیت دور نگه داشت تا آنجا که حتی برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری دانشگاه مک گیل را ترک گفت و تحصیلات خود را از سال 2007 در دانشکده برق و کامپیوتر انستیتو تکنولوژی جرجیا دنبال نمود. اما برخلاف نگار، "نرگس" مسیری متفاوت را در پیش می گیرد."نرگس توسلیان" مدرک کارشناسی حقوق را از دانشگاه شهید بهشتی اخذ نمود و در کنار شیرین عبادی فعالیت های حقوق بشری را دنبال می کرد . در این میان آشنایی وی و مادرش با "دکتر پیام اخوان" از فعالین بهائی مقیم کانادا که اتفاقا" استاد دانشگاه مک گیل و از مسئولین مرکز مطالعات بهائیت آن دانشگاه می باشد ، سرنوشت نرگس را به گونه ای متفاوت از خواهرش رقم زد. نرگس توسلیان در سال 2005 و با اخذ پذیرش از دانشگاه مک گیل در رشته مطالعات حقوق بشر ، به کانادا عزیمت کرد و ادامه تحصیل خود را با نظارت و هدایت مستقیم "دکتر پیام اخوان" پی گرفت.به این سند که در سایت دانشگاه مک گیل کانادا در خصوص همکاری نرگس توسلیان و دکتر پیام اخوان درج شده است توجه کنید: " Nargess Tavassolian received her Bachelor degree in both Civil and Islamic Law in Iran form Shahid Beheshty University. She was called to the Bar in Iran in 2005. She is currently an L.L.M candidate at McGill University. She is conducting her research under the supervision of Dr. Payam Akhavan on the inhuman punishments in Iran and the possibilities for their reform in Iran. Nargess Tavassolian has worked for several NGOs in Iran including: Society for Protecting the Rights of the Child, Mine collaboration Campaign and Center for Defenders of Human Rights. Nargess Tavassolian has a diverse set of research interests including international law, human rights, international criminal law and international humanitarian law". منبع:http://www.mcgill.ca/graduates/ جالب آنکه پروژه مشترک نرگس توسلیان و پیام اخوان در مرکز «جمع آوری اسناد حقوق بشر ایران»‌- که از آن بیشتر خواهیم گفت- درباره‌ی «نقض حقوق بشر در ایران» آشکارا از بودجه پروژه های پیشبرد دمکراسی دولت ایالات متحده امریکا با اعتباری معادل یک میلیون دلار تغذیه می شود: رجوع کنید به http://www.state.gov/g/drl/rls/50318.htm وhttp://www.nytimes.com/2007/06/24/magazine/24ngo-t.html?_r=2&pagewanted=3&oref=slogin&oref=slogin نرگس توسلیان با دلالت پیام اخوان در سال 2007 به عضویت فرقه ضاله بهائیت درآمده و فعالیت خود را در انجمن مطالعات بهائیت دانشگاه مک گیل آغاز کرد. منبع:http://www.mcgill.ca/humanrights/members/ ۲-2-پیام اخوان حلقه واسط "عبادی"ها با فرقه ضاله بهائیت اما "پیام اخوان" به عنوان وصل کننده نرگس توسلیان به تشکیلات فرقه ضاله بهائیت کیست؟ " پیام اخوان در سال 1345 در خانواده ای بهایی تهران به دنیا آمد، در 9 سالگی ایران را ترک کرد و همراه با خانواده در تورنتو ساکن شد. او تحصیلات حقوق را در سال 1989 در Osgood Hall به پایان رساند و از همان سال در سازمان ملل امور بهائیت را عهده دار شد و در سال1990 به اخذ LLM از همان مرکز نائل شد. تز او مبنی بر «تحقق کنوانسیون نسل کشی» (“Enforcement of Genocide Convention”) در Harvard Human Rights Yearbook و Human Rights Law Jonrnal منتشر شد. پیام اخوان دکترای حقوق را در هاروارد اخذ کرد.وی از جمله افراد موثری بود که در ماجرای پرونده زهرا کاظمی-خبرنگار کانادایی - همکاری فوق العاده نزدیکی را با شیرین عبادی به انجام رساند." منبع:http://www.alfabetmaxima.com/mansouran/newsark.php?news_id=50 پیام اخوان به عنوان یکی از چهره های شاخص و مبلغین برجسته بهائیت ، اعتماد دولت امریکا را در تاسیس مرکز اسناد حقوق بشر ایران جلب نمود. وی با همکاری رویا برومند ، عامل شناخته شده سیا،جاناتان فریمن ، وکیل بنیاد سوروس،رویا حکاکیان،یهودی ایرانی تبار عضو شورای روابط خارجی امریکا و نرگس توسلیان ، دختر شیرین عبادی ، مرکز اسناد حقوق بشر ایران را برای حمایت و پشنیبانی از بهائیان مقیم ایران تاسیس کرد.بررسی مقالات منتشر شده توسط این مرکز نشان می دهد که 86 درصد از مطالب انتشار یافته مربوط به فرقه ضاله بهائیت است! منبع:http://iranhrdc.org/httpdocs/Persian/BoardMembers.htm مرکز اسناد حقوق بشر ایران اهداف تاسیس خود را چنین عنوان کرده است: "یکی از اهداف مهم مرکز اسناد حقوق بشر ایران ایجاد یک آرشیو از مدارک جمع‌آوری شده موارد نقض حقوق بشر در ایران است. این مرکز پیش بینی می‌کند که موفق به گردآوری دهها هزار مدرک خواهد شد و به عنوان منبع و مخزن مرکزی در مستندسازی وضعیت حقوق بشر در ایران از سال 1357 به بعد عمل خواهد کرد. برنامه دیگر مرکز اسناد حقوق بشر ایران، که در مراحل اولیه شکل گیری است، عبارت است از فعالیتهای مربوط به بالا بردن سطح آگاهی مردم در ایران از معیارها و هنجارهای حقوق بشر، قانونمندی و اهمیت مسئولیت پذیری در قبال جنایاتی که در گذشته ارتکاب یافته است. این برنامه شامل کارگاهی در خاورمیانه با هدف آموزش ایرانیان است و به تدریج دامنه فعالیتهایش را افزایش خواهد داد، از جمله ایجاد یک گفت و شنود و تبادل نظر اینترنتی و آموزش حقوق بشر از طریق اینترنت. آشنا کردن ایرانیان با مبانی حقوق بشر و کاربردهای آن، آگاهی آنها را از استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر و نیاز به مسئولیت پذیری و قانونمندی را افزایش خواهد داد. این برنامه، تمرکز خود را بر واکنش جامعه مدنی ایران از اولویت بندی و میزان نیاز به اطلاعات در زمینه حقوق بشر خواهد گذاشت و بر اساس آن، آخرین منابع اطلاعاتی، آموزش، اطلاعات در زمینه حقوق بشر و قوانین بین‌المللی بشردوستانه و اجرای این قوانین را به زبان فارسی از طریق پایگاه اطلاع رسانی مرکز اسناد حقوق بشر ایران و گردهمایی‌های منطقه‌ای در اختیار ایرانیان قرار خواهد داد. پایگاه اطلاع رسانی و برنامه های ارتباطی مرکز اسناد حقوق بشر ایران، ایرانیان را در معرض مداوم اطلاعات و ارتباط با کسانی که در زمینه‌های مشابه فعالیت دارند قرار خواهد داد تا توانایی آنها را بر تأثیر بر تغییرات افزایش دهد. " منبع:http://iranhrdc.org/httpdocs/Persian/Mission.htm مرکز اسناد حقوق بشر ایران صراحتا در سایت خود وابستگی مالی به دولت امریکا را اعلام نموده و حامیان مالی خود را به شرح ذیل فهرست کرده است: "مرکز اسناد حقوق بشر ایران از وامها و کمکهاى ارزنده سازمانهاى زیر تشکر و قدردانى مى‌کند: وزارت امورخارجه امریکا صندوق حقوق بشر و دموکراسى ،محققان در معرض خطر/انستیتوى بین‌المللى آموزش دفتر حقوقى فولی هواگ (با مسئولیت محدود)، دفاتر واشینگتن و بوستون ،دفتر حقوقى کینگ و اسپالدینگ (با مسئولیت محدود)، دفتر نیویورک ،دانشگاه مک گیل ،دانشکده حقوق نوتردام ،دانشکده حقوق سانتا کلارا ،دانشگاه تورنتو، برنامه حقوق بشر بین‌الملل ،کالج ولزلى ،ائتلاف بین‌المللی منع شکنجه ." منبع:http://iranhrdc.org/httpdocs/Persian/Funding.htm "در حال حاضر تام پارکر با معرفی پیام اخوان به عنوان مدیر اجرایی مرکز اسناد حقوق بشر ایران منصوب شده است. وی به عنوان مشاور ویژه انگلستان در امر عدالت انتقالی برای دولت موقت عراق (CPA) در بغداد و به عنوان رئیس بخش تحقیقات جنایت علیه بشریت انجام وظیفه کرده است. او از جاسوسانی است که در شهریور ماه سال 1383 توسط دولت آمریکا برای بررسی امور دارفور، به کشور چاد فرستاده شد." منبع:http://iranhrdc.org/httpdocs/Persian/Staff.htm پیام اخوان مرتبا مطالب خود و شیرین عبادی را در سایت های تخصصی بهائیت نظیر جامعه بهایی، مادران بهایی و.. منتشر می سازد.وی چندی پیش در جمع دانشجویان دانشگاه مک گیل عمق فساد تفکرات مسموم خود را آشکار کرد. به بخش هایی از سخنان وی چونان یک مبلغ حرفه ای بهائیت در جمع دانشجویان عضو انجمن دانشجویی دانشگاه مک گیل توجه کنید: "من در خانواده اى بهائى در ایران به دنیا آمده ام که دستخوش تبعیض و آوارگى بودن به خاطر اعتقادات دینى (!)جزئى از میراث خانوادگى ما به شمار مى آمده است. حضرت (!) بهاءالله بنیان گذار آئین بهائى فرمود و تعلیم داد که بشر براى پیشبرد تمدن خود نیاز به دانش معمولى و دانش روحانى هر دو دارد. جستجوى حقیقت را شرط ترقى روحانى دانست . براساس این تعالیم، ادیان همگى از ریشه و اصلى واحد و الهى سرچشمه گرفته اند. در این دیانت زن و مرد داراى حقوق مساوى (!) بوده و به یک سان از همه مواهب (!) - ترویج تز چند شوهری زنان!- بهره مند مى شوند. ایرانیان روشنفکر و مترقى از تمام طبقات اجتماعى به این تعالیم گرویدند(!) زیرا در آن آینده اى بهتر و درخشان تر مى دیدند(!) پروفسور توکلى طرقى** - استاد تاریخ دانشگاه تورنتو مى نویسد: «در مراحلى که مدرنیته و تجدد در ایران پا مى گرفت مبارزات ضد بهائى به عنوان حربه اى مؤثر براى ساکت ساختن صداى ناراضیان و روشنفکران [از سوى هیأت حاکمه] به کار گرفته مى شد.» دوران کودکى من تا نه سالگى در ایران زمان شاه سپرى شد که ایران به سرعت به سوى تجدد که نوعى غربگرائى بود پیش مى رفت. انقلاب سال 1979 که آن بساط را درهم پیچید دستاوردى جز بازگشت به جهل قرون وسطائى نداشت(!). بار دیگر بهائیان هدف تیر نفرت شدند. چون بهائیت قرائتی نوین از دین و شعبه ای جدید از دیانت اسلام است که با دنیای معاصر و مدرن سازگاری دارد.اینان بسته به این که کدام برچسبى با منافعشان سازگارتر بود جامعه بهائى را عامل شیطان بزرگ آمریکا و صهیونیسم قلمداد کردند(!)- ظاهرا در اینجا پیام اخوان فراموش کرده که از دولت امریکا حقوق می گیرد!-. آیت الله یوسف صانعى نماینده اسبق رهبر جمهورى اسلامى در شوراى نگهبان اظهاراتى به این مضمون ایراد کرد: «اگر عاشقان آزادى و طرفداران قلابى حقوق بشر عواقب آنچه که مى گویند دریابند خواهند دید که حرف هایشان ضد خدا است براى آن که در روز قیامت خداوند پوست اهل جهنم را خواهد سوزاند و بر تن آنها پوست جدیدى خواهد رویاند. بنابر این بهتر است اعتراضات و نطق ها و مصاحبه هایشان را به خدا خطاب کنند و بپرسند که چرا در روز قیامت خدا مردم را شکنجه خواهد داد» شد. تلاش براى حقوق انسانى و ایجاد تمدن عالمگیر بهائیت وظیفه اى است که نیروى وقفه ناپذیر و بى امان جبر تاریخ بر دوش ما گذارده و کسى را از آن گزیرى نیست. وظیفه اى که باید در انجام آن سخت کوشا باشیم. نه فقط به خاطر درست بودنش بل به این جهت که راه دیگرى جلوى پایمان قرار ندارد. " منبع:http://www.agahee.org/index.php?option=com_content&task=view&id=71&Itemid=29 درباره عملکرد سیاه پیام اخوان به عنوان حلقه واسط شیرین عبادی و دخترش با محافل اصلی و پشت صحنه بهائیت مدارک دیگری نیز وجود دارد که عنداللزوم منتشر خواهد شد.اکنون بهتر می توان فهمید که منظور شیرین عبادی از ارائه قرائتی جدید از اسلام که هم در آن بی حجابی زنان باشد، هم تماس جسمی بین نامحرمان برقرار باشد!،هم در آن هم جنس گرایی باشد و در یک کلام اسلام امریکایی باشد ، چیزی جز تحریف باورهای اصیل اسلامی در قالب انحرافات بهائیت نیست. دیگر عجیب نیست که شیرین عبادی در گفت وگو با رادیوی وابسته به سازمان سیا، براندازی نرم و انقلابات رنگین را برابر با انتخابات و دموکراسی معرفی کند و با اشاره به انقلاب رنگین در کشورهایی مانند اکراین انقلاب مخملین را به قدرت رسیدن یک حزب از طریق انتخابات بود(!) بنامد و با دفاع از جاسوسان آمریکایی مانند رامین جهانبگلو، کیان تاجبخش و هاله اسفندیاری ، آنان را پژوهشگر قلمداد نماید! با این اوصاف می توان فهمید که چرا شیرین عبادی در مادرید از نقض حقوق همجنسگرایان و بهائیان در ایران برآشفته می شود! امروز"شیرین عبادی" و دخترش "نرگس توسلیان" نه به عنوان فعالین حقوق بشر ، بلکه به عنوان مهره هایی بی اختیار در چنگ فرقه ضاله بهائیت، به خوبی ماموریت هایی که از سوی بیت العدل اعظم بهائیان در اسرائیل بر دوش همکارشان" پیام اخوان" گذاشته شده است را دنبال میکنند و در این شرایط مصاحبه های عجولانه و بی مبنا با رسانه های ضدانقلاب چاره کار آنان نیست:بازگشت به دامان ملت مسلمان ایران و ابراز برائت از همسویی و همکاری با فرقه استعماری بهائیت- که هدفی جز فروپاشی اسلام و اقتدار اسلامی را دنبال نمی نماید- تنها راهی است که می تواند چهره به شدت مخدوش برنده جایزه صلح نوبل و خانواده اش را در میان ایرانیان موجه سازد . مگر آنکه اصولا جایزه نوبل و یک میلیون دلار پیوست آن را پیش پرداختی برای ترویج انگاره های بهائیت تلقی کنیم! ______________________________________________ * 

 

در نگارش بند اول از مندرجات ارزشمند "یادداشت روز" روزنامه کیهان که در تاریخ 22/7/1382 به قلم جناب آقای حسین شریعتمداری نگاشته شده استفاده شده است. **محمد توکلی طرقی بهائی است و با این حال مطالب وی مرتبا در روزنامه های زنجیره ای مدعی اصلاحات درج می شود! خبر مرتبط ۱: شیرین عبادی ادعای شیعه بودن دارد! خبر مرتبط ۲: دختر شیرین عبادی مرتد شد منبع: ایرنا

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo